قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

211

ارشاد الزراعه ( فارسى )

گل باتمام رسد آب ديگر دهند و بعضى گويند در سال دو آب مىخورد در ميزان و عقرب و بعضى را سخن آن است كه بعد از گل دادن اگر برف و باران نيز باشد تا حمل هر ده روز يك آب بايد داد كه پياز آن بزرگ و سيرآب شود و چون برگ پياز رسيده زرد شده باشد ، دروند و نگذارند كه خشك شود چون پياز آن ضايع مىشود ديگر آب ندهند تا ميزان كه گل پيدا مىشود و اگر چنانچه در تابستان آب دهند پياز آن سوخته به تمام نابود مىشود ، اما قول ثانى نزد دهاقين به صحت پيوسته و اكثر بدين موجب عمل مىنمايند و رسيدن گل آن در عقربست و قريب به بيست روز گل مىدهد . طريق گل‌چيدنش آن است كه صباح بيگاه كه گل آن غنچه ، است سر غنچه را راست گرفته پايان را به تمام از سر پياز بيرون آورند و اگر سر غنچه را كج گيرند پايانش كه سفيد است بيرون نمىآيد و چون گل را شكافته ريشه زعفران را بيرون آورند پايانش سفيد نمىباشد و بدين سبب زعفران خوب اعتبار نمىنمايند و در فروختن نقصان مىشود و اگر چنانچه آفتاب بر گل تابد ، نيز پايان وى به تمام آن سر پياز بيرون نمىآيد و چون پايان ريشه‌هاى زعفرانى سفيد باشد آن را زعفران جمندى گويند و اعتبار تمام دارد و از يك من پياز كه پرزور باشد نيم من گل و از نيم من گل سه دانگ و نيم يك استار زعفران حاصل مىشود و چون دوازده سال گذرد كه پياز آن در زمين بسيار شده باشد گل آن نيك باز نمىشود و در جوزا بركنده نگاه دارند كه چون محل شود كارند و در سال اول كه بكارند گل اندك دهد و در سال چهارم بدستور گل دهد و آفت وى از موش و خرگوش باشد . اما موش بيخ آن را بخورد بايد كه خبردار باشند و چون واقف شوند كه موش پيدا شد علاج كنند كه او را بيرون آورند و الا بچه كند و بسيار شوند باندك زمانى همه را نابود سازند و آن بطريقى معلوم شود كه بعضى را برگ بيقوت و زرد شود ، دليل بود كه بيخ آن را موش خورده و دفع موش به آن نوع توان كرد كه چون سوراخ موش ظاهر شد در پيش سوراخ آتش در كاه بدم آهنگرى دميده از هر سوراخ كه دود بيرون آمد آن را مضبوط سازند كه تمام موشان بدود كشته شوند . خرگوش برگ آن را كه بعد از گل بيرون آيد مىخورد واقف باشند كه برگ پياز را